نشست گفتوگو پیرامون کتاب «عکاسی باطنی » عصر روز سه شنبه دوم دی ماه 1404 با حضور کارشناسان و صاحبنظران حوزه تاریخ عکاسی و تصویر و هنر معاصر در مرکز فرهنگی موزه عکسخانه شهر برگزار شد تا به بهانهی کتاب عکاسی باطنی به گفت وگو بپردازند.
به گزارش دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک در این نشست که با حضور محمدرضا طهماسبپور؛ مولف اثر و سه پژوهشگر سرشناس و جوان حوزه تصویر؛ سیامک دلزنده، کیوان موسویاقدم و امیرعلی اردکانیان در موزه عکسخانه شهر برگزار شد ابتدا محمدرضا طهماسبپور درباره ویژگیهای کتاب عکاسی باطنی صحبت کرد. توضیحی درباره مقالات کتاب داد و پس از آن تک تک مدعوین سخن گفتند.
سیامک دلزنده؛ پژوهشگر و مدرس دانشگاه بحث خود را درباره این کتاب اینگونه ادامه داد: «در ایران نوشتن تاریخ هنر بسیار دشوار است. چرا که نمیدانیم تاریخ رسانه یا تاریخ فرهنگی مینویسیم. نگارش تاریخ هنر از جایی که ما قرار داریم و با نقطه نظر ما، به دلیل اینکه مبدا این تاریخ نیستیم کاری دشوار است. به طور معمول به دلیل اینکه تاریخ هنر غرب یک کل پیوسته است و همه چیز با همان نگاه دیده و نوشته میشود. یکی از شیوههای موقت برای نگارش تاریخ هنر، نوشتن تاریخ موضوعی هر چیزی است؛ در این مورد خاص تاریخ موضوعی هنر.
در مقاله نخست کتاب؛ با عنوان «عکاسی باطنی» با چنین شیوهای از تاریخ نگاری موضوعی طرفیم. یک موضوع انتخاب شده و از همه مهمتر اینکه تمام مبدا و سرآغاز این موضوع در ایران و در کاخ گلستان واقع شده است. بنابراین این موضوع میتواند یکی از شیوههای برخورد با تاریخ هنر در ایران باشد.
در این نوع نگارش تاریخ هنر درواقع مبدا به داخل ایران، تغییر مکان یافته و جایی در غرب نیست. به همین سبک و سیاق احتمالا بتوان کار دشوار نگارش یک تاریخ هنر ایرانی را به سرانجام رساند. تاریخ موضوعی یک راهکار موقت است و در صورت تغییر مبدا و نگاه به داخل میتوانیم تاریخ هنر مخصوص ایران را تالیف کنیم.»
کیوان موسوسی اقدم در صحبتهای خود اشاره کرد: «کتاب و مقالات مختلف کتاب از منظرهای مختلفی جذاباند و شاید برای اولین بار مخاطب با آنها در تک تک مقالات مواجه بشود. هم روایت جذابی دارند و هم اطلاعاتی مفید و منحصر به فردی در اختیار خواننده قرار میدهند.
در مقاله نخست موضوع عکاسی ایکس ری که با عنوان عکاسی باطنی معرفی شده است از اتفاقات تاریخی یگانه است و اطلاعاتی که مقاله حول و حوش این موضوع به مخاطب میدهد و داستان متفاوتی که تعریف میکند، جذاب است.
در مقاله دیگر درباره نخستین عکاس جنگ در ایران که از طرف شاه قاجار برای نبرد مرو اعزام میشود صحبت شده است. جنگی که ایران در آن شکست میخورد و عکاسی که اسیر میشود و هیچگاه تصویری برای بازنمایی این جنگ به دست مخاطبان و شاه نمیرسد. یا در مقاله دیگر یافتن دومقاله تازه در عکاسی قاجار با آوردن بخشهایی از متون، کاری عالی انجام شده است. چون هم مخاطب با متنهای قاجاری آشنا میشود و هم اصطلاحات تخصصی عکاسی در اوایل دوران عکاسی را میشناسد.
این موضوع در مقاله یافتن نخستین داگروتیپ از یک ایرانی در سنپترزبورگ ادامه مییابد که هم اطلاعات جذابی به خواننده ارائه میدهد و هم بر بخشهایی کمتر معرفی شده، نور میاندازد.
در دو مقاله انتهایی کتاب یعنی درآمدی بر چهرهنگاری و به خصوص مقاله فتومونتاژ نیز مولف اطلاعات بسیار دقیق و مفیدی ارائه میکند. مخصوصا نمونههای فتومونتاژی که از عکسهای دوران قاجار در این مقاله آمده، خواننده را حیرتزده میکند.
شاید! این تصاویر دقیقا همزمان با تصاویر فتومونتاژ در غرب باشند که برای نخستین بار در ایران هم تولید شدهاند. به خصوص در پایان مقاله، آن فتومونتاژ که تصویر کودکی احمدشاه در کنار مجاهدین مشروطه و در کنار دروازه تهران قرار داده شده، بسیار بینظیر و حتی خندهدار است.
نوشتن مجموعه مقالاتی مانند عکاسی باطنی شیوهای جذاب، روایتکننده و علمی برای آشنایی بیشتر با اتفاقها و رخدادهای تاریخ عکاسی ایران است.»
امیرعلی اردکانیان نیز در صحبتهای خود ابتدا پژوهشگران حوزه تاریخ عکاسی را بر اساس نسل، دستهبندی کرد، او گفت:«اگر بپذیریم استاد یحیی ذکاء، شهریار عدل، محمدحسن سمسار، ایرج افشار از نسل نخست پژوهشگران تاریخ عکاسی در ایران هستند. میتوان محمدرضا طهماسبپور، دکتر محمد ستاری و … را به عنوان نسل دوم تاربخنگاران عکاسی ایران شناخت.»
در ادامه صحبتهایش ایدههای دیگری هم مطرح کرد: « نخست اینکه کاری که افرادی نظیر طهماسبپور در تاریخ عکاسی انجام میدهند، درواقع وفادار بودن به تاریخ خطی اتفاق بسیار ارزندهای است. باوجود آنکه معتقدم در دوره فعلی نگاه و بررسی انتقادی عکسها و تاریخ عکاسی از منظر عکسها کاری ضروری است اما بدون داشتن تاریخ عکاسی خطی و اطلاعات درست و دقیق از تاریخ عکاسی، نمیتوان به سراغ تحلیل انتقادی این تصاویر رفت. به این معنا ابتدا باید زمینه اصلی برای این نگاه انتقادی فراهم شود و پس از آن با اطلاعات درست به سراغ بررسی انتقادی آن رفت.»
محمدرضا طهماسبپور نیز با تایید این مطلب افزود: «بارها شده که از قضا تحلیلهایی بر روی یک عکس یا مجموعهای از تصاویر شده است. آنها را دیده و خوانده اما به اشتباه آن عکس به عکاسی دیگر یا زمانی دیگر منتسب شده است و بنابراین تمام مفروضات آن نوشته تحلیلی یا انتقادی به اشتباه رفته است و صحت نتایج آن زیر سوال خواهد رفت.»
اردکانیان در بخش پایانی صحبتهایش اضافه کرد: « کتابهای نظیر کتاب عکاسی باطنی به واسطه چندوجهی بودن صرفا مخاطب مشخصِ تاریخ عکاسی ندارند. بلکه کتابهایی از این جنس برای تاریخنگاران عمومی، پژوهشگران بینارشتهای یا حتی مخاطبان عادی نیز اهمیت دارند و قابل خواندن و لذت بردناند. چنین کتابهایی از قبل، صرفا برای مخاطبان هدفِ مشخصی طراحی نشدهاند و صرفا تاریخ عکاسی نیستند. برای یک رجالشناس یا تاریخنگار دوران قاجار ممکن است جرقهای در مقاله نخستین داگروتیپ ایرانی باشد که با خاندان یا شخصیتی آشنا شود که بخشی کوچک و مغفول مانده زندگی او و خاندان او را در این مقاله بیابد. پس بیشک کتاب عکاسی باطنی برای هر مخاطبی با هر نوع سلیقه و گرایشِ پژوهشی میتواند مفید و کارساز باشد.»
این نشست با سخنان امیرهوشنگ للهی مدیر موزه عکسخانه شهر آغاز شد و با صحبت های صاحبان کلام پیش رفت و با پرسش و پاسخ حاضران ادامه یافت و سرانجام پس از حدود زمانی 2 ساعت با امضای پوستر برنامه و پذیرایی به پایان رسید.


