دسته بندی ها:ایران شناسی, اینستاگرام, عکس, کتاب, معرفی عکاس, نایاب
لینک کوتاه:
قیمت: ندارد
نادر ابراهیمی در بخشی از مقدمه ای که برکتاب زندی نوشته آورده است:
“…مریم زندی ، مصور صحرا در این کتاب، زمانی از اهالی حوالی دشت ترکمن بوده است، و از عنفوان شباب، شیفته ی مردم این صحر. او مجذوب منش و روش های زندگی ایشان، و دلیل در این زمینه فراوان است.
مریم زندی ، پایان نامه ی تحصیلی خود را در رشته ی حقوق سیاسی، تحت عنوان « ترکمن صحرا و ترکمانان » نوشت، که هنوز هم این کتاب به چاپ نرسیده، یکی از معدود مراجع جمع و جور مربوط به ترکمانان ایران است. او ، در « گروه ایران پژوه » به تهیه ی مجموعه ی بزرگی از عکس ها و اسلایدهایی که نمایشگر آداب و رسوم و زندگی روزمره ی مردم صحراست همت گماشت، و نتیجه، گمان که بیش از دو هزار عکس و اسلاید باشد.
…بنا بر آنچه گفته آمد ، اینک ، حق اوست که گزارشگر ایشان باشد و نخستین مجموعه عکس هایش را در باب زندگی ایشان به نظم در آورد. اما، از مساله ی « ترکمن شناسی » که بگذریم، مریم زندی، عکاس به راستی مسلط و هنرمندی نیز هست .
.. سخنی نیز در باره ی همین کتاب : در این مجموعه ، من ، کم و کاستی های فراوان دیده ام ، و نارسایی ها ، و نیز پشت کردنهایی به برخی از واقعیات اساسی – به هر دلیل و عکاس هم ، خود ، به این نقائص آگاه است و معترف . اما ، در زمانها و شرایطی معین ، برداشتن یک قدم کوتاه ، امری بسیار جدی تر از ایستادن به امید برداشتن قدمی بسیار بلند است . تمایل به پرواز ، گهگاه ، یکرؤیاست ، و شاید پشت کردنی دیگر گونه به واقعیت پاورچین رفتن اعتبار این مجموعه ، شاید در همان نگاه های نا امیدی ناشناس کودکان ترکمنی باشد که گویی آینده را همچون خورشیدی در پس کوهکهای دوردست صحرا می بینند … و شاید در اینکه نشان می دهد که چگونه اسبهای اصیل ترکمنی جای خود را به موتورسیکلت های ساخت غرب و ژاپن آمریکایی میدهند ، و خود ، با چشمان غمزدهی آرام ، به کنج اصطبل های گی رانده می شوند. آنکه زمانی اسب را عاشق بود ، اینک ، موتور راشیفته است .
وباز ، می بینی که آن کلاه های زیبای قره گل ، جا به شاپو های بدهیینی می سپرند که اجانب بر سر ما گذاشته اند می بینی که پیر زنان و پیر مردان ترکمن ، با مجموع یادهای اندوه بارشان ، در سکوتی وسیع ، چه سنگین و باوقار به تو نگاه می کنند .
و میبینی که گومیشان ، هنوز نیز خط معماری دوران تسلط روس های تزاری را بر این منطقه به نمایش می می گذارد ، و آخرین یادگارهای « اوی ها -یا چادرهای اصیل ترکمنی را در کنار ساختمانهای آجری بی قوارهی توسری خورده می بینی .
و قالیچه های سرخ ترکمنی ، این مظاهر پایدار صحراوصحرایی بودن ، این محصول تلاش دائمی زنان وفادار و کاری ترکمن را بر گرده ی مردانی که خم به ابرو نیاورده ، به سنگ خارانیز سر سختی می آموزند … میبینی که در مراسم بک عروسی کم و بیش سنتی ، ماشین را به جای شتر آذین می بندند ؛ و شترها ، هنوز در صحرای سوزان بی آب ، زنده اند ؛ و آت اوغلانها ، همچون پاسداران سرسخت و خستگی ناپذیر سنت تاختن ، هنوز می تازند …
زنان را در شهرها به دنبال کفش و کلاه می بینی ، و در « اوبه » ها ، پابرهنه و نیرومند ، نمد کوبان و قالیچه بافان …
همه جا ، قدم به قدم ، لحظه به لحظه ، دو گانگی آشکاری میبینی . لاجرم ، تضادی هست که تو ، باورق زدن این کتاب ، دمادم با آن مواجه میشوی ، و باور می کنی که این تضاد ، اساس حرکت است و اساس بودن و زنده بودن .
صحرا ، در این کتاب کو چک ، گر چه به چشم ایستاده می آید ؛ اما چنان رودی ست پهناور ، که آرام ، در بستر خونین تاریخی خویش ، به پیش می رود … وسخن آخر اینکه ، تنها تو نیستی که به طور یکجانبه ، به یاری این تصاویر بهتر کمنها نگاه می کنی ؛ این ، خود ترکمن ها هم هستند که از طریق این تصاویر ، به تو چشم دوخته اند … “
در صفحه پایانی کتاب فهرستی از محل و تاریخ عکس ها درج شده است.
کتاب در قطع رحلی، با جلد شمیز و عکس های سیاه و سفید و در ۷۲ صفحه منتشر شده است.
| عکاس | |
|---|---|
| نوبت چاپ | اول |
| تاریخ انتشار | 1361 |
| مقدمه | |
| چاپ | |
| شمارگان | 3000 نسخه |
انتشارات: نظر
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.